سيد على اكبر برقعى قمى

93

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

بيلقانى : با فتح باى ابجد و سكون ياى حطّى و فتح لام و قاف منسوب است به بيلقان از توابع آران نزديك شهر معروف شيروان « 1 » و بيلقان كه مردم دور را از آن خبر نبود براى بيرون دادن نابغه‌اى در شعر ، كسب شهرت كرد و چنين است اساس شهرتها و سنجيده‌ام كه شهرها و ديها از ناموران بيشتر كسب شهرت كنند تا از آب و هواى معتدل و يا از ديگر برآورده‌هاى آنها كه مورد رغبت مردم است و نابغه‌اى كه بيلقان را سر زبان‌ها انداخت « مجير الدّين » بود كه نام بومگاه خود را تا جايى كه خود رفت با خود برد و تا جايى كه نرفت با شعر خود فرستاد و مجير الدّين ، معاصر خاقانى بود و هم پروردهء ادب او و در فنّ قصيده‌سرايى ، قريحتى توانا و طبعى روان داشت و اتابكان آذربايجان را ستود و به سلجوقيان نيز پيوست و ارسلان بن طغرل را ستاييد و اين ابيات نمونهء قدرت اوست : باد صبح است كه مشّاطهء جعد سمن است * يا دم عيسى پيوند نسيم چمن است نگهت نافه مشك است نه نافست و نه مشك * اثر آه جگرسوخته‌اى همچو من است قفس خاك پر از زمزمهء فاخته است * مجمر باغ پر از لخلخه نسترن است بوى شير ، از دهن سوسن از آن مىآيد * كه هنوزش سر پستان صبا در دهن است ده‌زبان است و نگويد سخن حقّ اولى است * با چنين عمر كه او راست چه جاى سخن است و در سال 594 درگذشت . بيّع : با فتح اوّل و كسر ياى مشدّد و در آخر عين بىنقطه به معنى فروشنده و خريدار هر دو و ابن بيّع كنيت مشهور ابو عبد اللّه محمّد بن عبد اللّه بن محمّد ابن حمدويه نيشابورى است از حفّاظ حديث و معروف به حاكم كه از دو هزار شيخ ، حديث فراگرفت و مصنّفات پرداخت ، از جمله : المستدرك على الصحيحين معروف به مستدرك حاكم و كتاب تاريخ علماى نيشابور و كتاب فضائل فاطمه عليها السّلام و متوفّى 405 . و بايد دانست كه « حاكم » در اصطلاح محدّثان كسى است كه علمش به جميع احاديث محيط باشد . بيهقى : با فتح اوّل و سكون ياى حطّى و فتح هاى هوّز و كسر قاف منسوب است به بيهق « 2 » كه نام ناحيّتى است در نيشابور و جمعى بسيار از اعلام دانشمندان ازآنجا برخاسته‌اند ، از جمله : ابو الحسن علىّ بن زيد بيهقى در شمار حكيمان و منجّمان و مورّخان و اديبان و صاحب كتاب اعجاز القرآن و كتاب معارج نهج البلاغة و كتاب ازاهير الرياض المريعة فى تفسير الألفاظ المحاورة فى الشريعة و كتاب البلاغة الخفيّة و كتاب طرائق الوسائل إلى حدائق الرسائل و كتاب عقود اللآلى و كتاب غرر الامثال

--> ( 1 ) - بيلقان : يكى از شهرهاى آران كشور آذربايجان از توابع شروان در چهارده فرسنگى جنوب بردعه و هفت فرسنگى شمال رود ارس نزديك دربند كه آن را « باب الأبواب » گويند ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 313 ؛ معجم البلدان : 1 / 533 ) . ( 2 ) - بيهق : معرّب بيهگ به معنى مكان خوب ناحيه‌اى است از اعمال نيشابور . قصبهء آن ابتدا خسروجرد و بعد از آن سبزوار گرديد . مردم اين شهر از سده‌هاى نخستين اسلام ، شيعهء دوازده امامى بوده‌اند ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 314 ) .